• رسانه کلیک – مامور 47، یکی از نماد‌های ژانر مخفی کاری دوباره بازگشته تا دوباره جایگاه خود را ثابت کند و با ماموریت‌های مخوف خود، یک بازی متفاوت از کلیشه‌های امروزی ارائه دهد. با بخش گیم و سرگرمی کلیک و بررسی بازی Hitman 2 در ادامه همراه باشید. 

    کت و شلوار سیاه، پیراهن سفید و کراوات قرمز، به او شخصیت خاصی بخشیده است و سر تراشیده با یک بارکد، ظاهرش را از بقیه جدا می‌کند. کسی به جز ارباب رجوع‌هایش، هویت او را نمی‌داند و سازمان‌های خصوصی، در تلاشند تا این هویت، مخفی باقی بماند. درباره هدف‌هایش سوالی نمی‌پرسد و فقط با دریافت یک عکس از هدف، کارش را به نحو احسن انجام می‌دهد.

    47 سال‌ها پیش از اینکه کارش را شروع کند، سرنوشت را برایش رقم زدند. او نتیجه تفکری است که امروز در گوشه و کنار دنیای واقعی خودمان تبعاتش را می‌بینیم

    شاید بتوان چنین شخصیتی را فرشته مرگ در لباس یک انسان دانست؛ کسی که بدون احساس است و برای انجام مقصود خود، تمامی موانع را از پیش رو برمی‌دارد. 47 سال‌ها پیش از اینکه کارش را شروع کند، سرنوشت را برایش رقم زدند. او نتیجه تفکری است که امروز در گوشه و کنار دنیای واقعی خودمان تبعاتش را می‌بینیم؛ اندیشه‌ای که برای به کرسی نشاندن حرف‌هایش، کثیف‌ترین حربه‌ها را پیاده سازی می‌کند و قربانی کردن بقیه را در راستای رسیدن به هدف، جایز می‌داند.

    استودیوی IO Interactive با رویکرد نشان دادن چنین موضوعی، سال 2000 اولین نسخه از سری پرطرفدار Hitman را منتشر کرد؛ عنوانی که استانداردهای ژانر مخفی کارانه را تغییر داد و به یکی قدرت‌های اصلی این سبک بدل شد. از آن زمان 18 سال می‌گذرد و فرنچایز Hitman پستی و بلندی‌های زیادی را از سر گذراند تا نهایتا به جایگاه امروزش رسید. حالا IO Interactive برای همیشه سرنوشت مامور 47 را در دستان خود دارد و می‌تواند آینده این ضد قهرمان دوست داشتنی را ترسیم کند.

    بسیاری از طرفداران سری Hitman اعتقاد دارند که نسخه Absolution از اصالت‌های سری فاصله گرفت و آن را به یک اثر نیمه اکشن تبدیل کرد. همین مورد سبب شد تا سازندگان به فکر یک خانه تکانی بیفتند و 47 را از نو خلق کنند. نتیجه تلاش‌های IO ساخته شدن فصل اول Hitman با فرمتی مشابه گذشته بود با این تفاوت که هر مرحله به صورت اپیزودیک منتشر می‌شد. حالا 47 در موقعیت‌های جالب‌تری قرار می‌گرفت که هرکدام چالش‌های خاص خود را داشتند. چنین رویکردی به مذاق طرفداران خوش آمد و حالا نسخه دوم گسترده‌تر از گذشته به نظر می‌رسد.

    خوشبختانه دایانا از یک کاراکتری که صرفا به زیر دست خود ماموریت می‌دهد، خارج شده و ابعاد جدیدی را از او می‌بینیم.

    پیش از هر چیز باید به داستان اشاره کنیم که جهش قابل توجهی نسبت به فصل اول یافته و بر خلاف بازی نخست، ریتم سریع‌تری هم دارد. اگرچه کات سین‌ها در قالب چند فریم نمایش داده می‌شوند اما دیالوگ‌ها محکم نوشته شده‌اند و تاثیر خودشان را می‌گذارند. داستان این قسمت، بیشتر حول و حوش گذشته 47 و دایانا و چگونگی تبدیل شدن شخصیت اصلی به یک قاتل تمام عیار می‌گذرد. خوشبختانه دایانا از یک کاراکتری که صرفا به زیر دست خود ماموریت می‌دهد، خارج شده و ابعاد جدیدی را از او می‌بینیم. پایان بندی قسمت دوم هم در نوع خود جالب است و مخاطب پیگیر را مشتاق برای عرضه نسخه بعدی نگه می‌دارد البته به شرطی که بازی در بعد تجاری موفق عمل کند؛ موضوعی که فعلا فرسنگ‌ها با آن فاصله دارد!

    ظاهر و باطن متفاوت قطعا بهترین توصیف در وصف جلوه‌های بصری Hitman خواهد بود؛ زیرا بازی در بعد فنی چندان پیشرفتی نسبت به نسل قبل نکرده و موتور گرافیکی Glacier تاریخ مصرف گذشته به نظر می‌رسد.

    ظاهر و باطن متفاوت قطعا بهترین توصیف در وصف جلوه‌های بصری بازی Hitman 2خواهد بود؛ زیرا بازی در بعد فنی چندان پیشرفتی نسبت به نسل قبل نکرده و موتور گرافیکی Glacier تاریخ مصرف گذشته به نظر می‌رسد. مدل راه رفتن شخصیت‌ها چندان باور پذیر نیست و نمی‌توان، آن را در حد و اندازه‌های نام Hitman دانست اما هرچه در این زمینه استودیوی IO کم کاری کرده، در نقطه مقابل یک اثر هنری فوق العاده را پدید آورده است. کمتر پیش می‌آید که در یک بازی، آیتم‌های کپی شده نبینیم و سازندگان در اغلب موارد، یک آبجکت را چندین بار استفاده می‌کنند. این اتفاق در سری Hitman هیچوقت نمی‌افتد و مخاطب از چینش دقیق و وسواس گونه اشیا و موقعیت آنها شگفت زده می‌شود.

    با توجه به نقشه بزرگ و پر از جزئیات این بازی، قرار دادن این همه آیتم که هرکدامشان با توجه به موقعیت جغرافیایی نقشه، جای درستی داشته باشند، به هیچ وجه ساده نیست و چنین موردی، ارزش گشت و گذار در محیط‌های پویای بازی را چند برابر می‌کند. با این حال واضح است که بودجه ساخت نسخه دوم کمتر از قبل بوده زیرا همانطور که اشاره شد، کات سین‌ها از فرم کلاسیک خود خارج شده‌اند تا هزینه کمتری بر سازنده تحمیل شود.

    هر مشکلی در بخش فنی وجود داشته باشد، نمی‌توان از جلوه‌های هنری و طراحی استادانه مراحل و مکان‌های بازی چشم‌پوشی کرد.

    با تمامی توصیفات ارائه شده در بخش گرافیک، باید قبول کرد که IO برای بازی‌های آینده نیاز به آپگرید اساسی گرافیک دارد در غیر اینصورت آینده روشنی را نمی‌توان برای استودیو متصور بود؛ به خصوص که باگ‌های ریز و درشت مانند گیر کردن و یا عدم تعامل NPCها با محیط گاهی اوقات زجرآور می‌شود.

    کمتر پیش می‌آید که در یک بازی، آیتم‌های کپی شده نبینیم و سازندگان در اغلب موارد، یک آبجکت را چندین بار استفاده می‌کنند. این اتفاق در سری Hitman هیچوقت نمی‌افتد و مخاطب از چینش دقیق و وسواس گونه اشیا و موقعیت آنها شگفت زده می‌شود.

    دست اندرکاران Hitman 2 در بخش صداگذاری بار دیگر به سراغ دوبلور همیشگی 47 رفته‌اند و او هم با دیالوگ‌های کم اما جذابش، به شخصیت محبوب سری جان دوباره‌ای داده است. جین پری مطابق معمول در نقش دایانا خوش درخشیده و جان هاپکینز هم به خوبی در جلد لوکاس گری فرو رفته است. به این ترکیب، شان بین را هم اضافه کنید که اگرچه نقش بسیار کوتاهی دارد و مطابق معمول نقش‌هایش، کشته می‌شود اما بر اعتبار بازی افزوده و می‌توان گفت ترکیب بالا، عملکرد بسیار خوبی از خود به جا گذاشته‌اند. در بخش موسیقی با آثاری از نیلز بای نیلسن مواجه هستیم؛ آهنگسازی که پیش از این، تجربه ساخت بسیاری از تم‌های مجموعه Ratchet and Clank را عهده دار بوده و با صنعت گیم آشنایی دیرینه‌ای دارد. قطعات او در این نسخه کم اما تاثیرگذارند و بیشتر، در کات سین‌ها و انتهای هر ماموریت، هنرنمایی او را می‌شنویم. شاید Hitman از معدود آثاری باشد که موسیقی بزرگ و پرهزینه‌ای را طلب نکند و این تجربه، یکی از کم دردسرترین کارهای نیلز بای نیلسن به حساب می‌آید.

    به بخشی می‌رسیم که بازی Hitman 2 قرار است عیار خود را بیشتر نشان دهد و شهرت خود را مدیون آن است. گیم پلی در این عنوان از چند جهت باید بررسی شود که می‌خواهیم موشکافانه هریک را تحلیل کنیم. همانطور که می‌دانید 47 در هر مرحله، سراغ دو یا چند هدف می‌رود تا هرکدام را به روش‌های مخصوص از پا در آورد. مراحل داستانی هم از ساختار کلاسیک سری تبعیت می‌کنند و شخصیت اصلی با قرارگیری در محیط‌ها و موقعیت‌های مختلف، اهداف خود را از پیش رو برمی‌دارد. سازندگان موقعیت‌های جالبی مانند مسابقه رانندگی، مهمانی اشرافی و حتی صحنه فیلمبرداری را برای مخاطب پیش بینی کرده‌اند تا بازیکن با چیدن استراتژی دقیق، در یک لحظه خاص کار را تمام کند.

    سازنده‌های بازی علاقه‌ی زیادی به نمایش محیط‌های شهری و جمعیت‌ زیاد دارند.

    پیش از شروع هر مرحله، لوکیشن‌هایی که اطلاعات مهمی در آنها وجود دارد، مشخص می‌شود و اگر گیمر می‌خواهد از بازی لذت کامل را ببرد، بهتر است تا به این مناطق سر بزند. به صورت نرمال در هر مرحله 7 موقعیت وجود دارد که می‌توان به آنها رجوع کرد تا ضمن فهمیدن جزئیات داستانی، به هدف هم نزدیک‌تر شد. همین موقعیت‌ها هستند که ارزش تکرار مراحل را بالا می‌برند و در این بین هرچه خود بازیکن هم خلاق‌تر باشد، امتیازی که در پایان به دست می‌آورد، ارزش بیشتری خواهد داشت.

    سازندگان موقعیت‌های جالبی مانند مسابقه رانندگی، مهمانی اشرافی و حتی صحنه فیلمبرداری را برای مخاطب پیش بینی کرده‌اند تا بازیکن با چیدن استراتژی دقیق، در یک لحظه خاص کار را تمام کند.

    بخش بعدی همان چالش اسنایپر است که تنها یک مرحله آفلاین دارد و اگر می‌خواهید قدرت نمایی کنید، باید به صورت آنلاین با حریفان خود به رقابت بپردازید. ساخت و به اشتراک گذاری Contract از جمله بخش‌هایی است که راهش را در نسخه Absolution به مجموعه Hitman باز کرد مورد استقبال هم قرار گرفت. در این مود، گیمر باید یک بار با هر روشی که علاقه داشت، یک هدف را از بین ببرد و چالش‌های متفاوتی را تعریف کند. به عنوان مثال، قتل با لباس و وسیله از قبل تعیین شده که در زمانی مشخص انجام شود. با همین ترفند ساده، تا به حال هزاران مرحله جالب و خلاقانه ساخته شده که می‌توان با اتصال به اینترنت، آنها را تجربه کرد.

    چالش تک‌تیر‌انداز همچنان جذاب است.

    بخش بعدی Ghost Mode نام دارد که به قول سازندگان هنوز در مرحله Beta است و به تدریج کامل می‌شود. دو بازیکن در یک مرحله باید 5 هدف را از پیش رو بردارند و اگر یکی از آنها قتل اول را انجام داد، نفر دوم 20 ثانیه فرصت واکنش دارد. این مود واقعا هیجان انگیز است و اگر خواستید، می‌توانید دوستانتان را به چالش دعوت کنید و در یک محیط پارتی، از تجربه بازی Hitman 2 لذت ببرید.

    مود آخری که IO برای گیمرها تدارک دیده، Illusive Target معروف فصل اول است که به دلیل استقبال گسترده، در نسخه دوم هم قرار گرفته. مخاطب در این بخش نمی‌تواند بازی خود را ذخیره کند و تنها یک بار باید مرحله را تجربه کند. اگر در طول بازی به هر دلیلی شکست خورد، آن هدف برای همیشه قفل خواهد شد تا در بروز رسانی بعدی، نفر دیگری جایگزین شود. استرس و دقت در Illusive Target به اوج خود می‌رسد و گیمرهای واقعی، اینجا عیار خود را نشان می‌دهند.


    votre commentaire
  • مکالمه و اصطلاحات رایج درباره میوه ها

    اصطلاحات رایج درباره میوه ها

     

    A bunch of bananas

    یه خوشه موز (برای هر میوه های که می تونیم اونو بصورت خوشه ای بخریم)

    Ripe banana

    موز رسیده (برای همه میوه ها و سبزیجات استفاده میشه)

    Unripe banana

    موز نرسیده,کال (برای همه میوه ها و سبزیجات استفاده میشه)

    Rotten banana

    موزپلاسیده (برای همه میوه ها و سبزیجات استفاده میشه)

    Conversation

    A: what’s your favorite fruit?

    B: I like bananas. They are delicious. What about you?

    A: I don’t like bananas much. I like strawberries. They are tasty.

    B: they are OK but I prefer bananas, especially ripe ones.

    میوه ی مورد علاقت چیه؟

    من موز دوست دارم. خوشمزه است. تو چطور؟

    من خیلی موز دوست ندارم. توت فرنگی دوست دارم. خیلی خوش طعمه.

    خوبه ولی من موز رو ترجیح میدم، مخصوصا رسیده هاش.

    پیشنهاد زبان برتر:اسامی میوه ها به انگلیسی را راحت بیاموزید

    Conversation in a grocery store

    A: excuse me, I’d like a watermelon and some tomatoes please.

    B: here you are.

    A: sorry, the watermelon is too big and tomatoes are rotten.

    B: that’s ok. I will change them right away.

    عذر میخوام، یه هندوانه و چندتا گوجه فرنگی می خوام.

    بفرمایید.

    ببخشید هندوانه خیلی بزرگه و گوجه فرنگی ها پوسیده اند.


    votre commentaire


    Suivre le flux RSS des articles de cette rubrique
    Suivre le flux RSS des commentaires de cette rubrique